لطفا" با ابتذال مبارزه نكنيد !
1) دكتركاووسي منتقد قديمي و فعال روزگاران رفته ، در فاصله سال هاي دهه 1330 و 1340 ؛ دانش آموخته رشته سينما از دانشگاه ايدك فرانسه بود ، و منتقد فيلم هاي ايراني ؛ جزو معدود ناقدان ابتداي تاريخ اين سينما بودكه در هر كجا كه بود با فيلم هاي سطح پايين و مبتذل مبارزه مي كرد ؛ مبارزه اي جانانه با عزمي راسخ ومقصدي نهايي كه در اين راه ، واژه ها و تركيباتي عجيب هم ساخت! به فيلم هاي فيلم سازان ايراني عصر خودش از در تحقير مي گفت : نوار متحرك ، فيلم آبگوشتي ، فيلمفارسي و چه و چه ... .

زمان اما ، گذشت ! يك دهد بعد (دهه 1350) ، فيلم هاي نحيف فيلم سازان ايراني كه در گذشته و در تقليد از سينماي مصر و هند ، با كم رويي و نابلدي از رقيب خود عقب مي افتادند و گيشه اي نداشتند ، و منتقد شلاق به دست ما ، مبتذل شان خطاب مي كرد ، مثل قارچ رشد كردند و همة سينما را در نورديدند و روي فيلم هاي غربي را گاهي حتي با وقاحت كوتاه كردند و از رقيب قدر خود آنچنان پيش افتادندكه همه دكترها و مهندس ها و منتقدان اين سينما را هاج و واج و انگشت به دهان گذاشتند ! كه به اين يكي ديگر چه بايد گفت ؟! رقم توليد از سالي بيست تا سي فيلم در سال هاي دهه 1330 و 1340 رسيد به نود فيلم در اوايل دهه 1350 ؛ كه از آن تعداد ، رسما" هشتاد تايشان مبتذل و يا نازل بودند و غير قابل دفاع. جالب آن كه در زمينه نقد و ادبيات سينمايي هم ( در فاصله نيمه اول دهه 1350) همه قلم بدستان و منتقدان طراز اول يكي يكي سرجايشان نشستند و كسي ديگر چيزي نمي گفت ؛ چه بايد مي گفت ؟! پس نگفت ! كه اگر هم مي گفت در بدنه منحط سينماي نازل ، ديگر جايگاهي نداشت ؛ سخني نگفته نماند تا سر انجام ، مبارزان دست شستند از مقابله ، و ابتذال بالا گرفت ! وآن شد كه همه مي دانيم ! اگر آن روزها در دهه سي و چهل شمسي مثلا" ده تا فيلم نازل داشتيم ، امروز در دهه پنجاه تعدادشان چند برابر شده بود و ... !
رسيده بود زماني كه بعضي از تهيه كنندگان فيلم ها ، اصلا" خودشان با افتخار خود را فيلمفارسي ساز خطاب مي كردند ! و از اين كه در فيلم هايشان غذاي ايراني " آبگوشت" مصرف شده و مي شود ، با شجاعت مي گفتند كه فيلم من آبگوشتي است ؛ كه غذاي ملي ايراني است ؛ كه يعني من ملي و فرهنگي وچه و چه هستم ... كه بماند و بگذريم! ( راستي گاهي اين حرف هاي كهنه ديروز ، چقدر آشنا و امروزي به نظر مي رسند ! ) نتيجه : لطفا" با ابتذال مبارزه نكنيد ! چون زورتان كم است و غلبه بر ميل به سطحيت ، واقعا" زور زيادي مي طلبد ؛ و مصالح خودش را مي خواهد ؛ شناخت ، دانش ، تجربه وچيزهاي ديگر . پس مبارزه نكنيد زيرا با دست خالي و نسخه پيچي هايتان باعث رشد آن مي شويد . "ماتريكس" ها را كه يادتان هست ، يكي را كه مي زدي ، ده تا از آنها متولد مي شد و...
2) البته كار آقاي كاووسي چندان هم بد نبود ، فقط نتيجه اش ... ! بگذريم ! درست مثل كار همه كساني كه در سال هاي دهه 1360 با سياست گذاري هايي كوشيدند مقابل سينماي نازل و بازاري گذشته بايستند ، مثلا" در سينماي هند را تخته كردند ، فيلم هاي آمريكايي و پر خشونت را به بايگاني فرستادند و بعضي از سينماگران گذشته را بازنشسته كرده ، و حتي براي بعضي ديگر از فيلمسازان عصر خود ، راه و روش نشان دادند و... ؛ به نظرم كارشان در بعضي جاها هيچ بد نبود ، هرچند كه با بگير وبند همراه بود ! مثلا" مرحوم ساموئل خاچيكيان و مرحوم امير قويدل را تشويق به ساخت فيلم هاي عرفاني كردند ! يكي فيلمي ساخت به نام ؛ "چاووش" و آن يكي ، فيلمي به نام ؛"دل نمك" . هر دو فيلم ساز از ريل گذاري مديران سينمايي و از ژانر فيلم هاي حادثه اي و جنايي به سمت سينمايي پالوده ، تميز و به اصطلاح فرهنگي تغيير مسير دادند و ... ؛ اما ! اما سوخت لوكوموتيوهايشان خيلي زود تمام شد و قطار متوقف گشت و ... ! كه بماند و بگذريم ! خدايشان بيامرزد. فكر كنم در همين حال و هوا بود كه فيلم سازي مثل مرحوم محمد رضا اعلامي از فيلمي مثل "نقطه ضعف" كه نقطه قوت تمامي كارنامه اش بود و از نخستين فيلم ها و افتخارهاي سينماي پس از انقلاب ؛ به فيلمي به نام "افعي" رسيد ! اوايل دهه 1370، "افعي" بود و هزار حرف وحديث نو وكهنه ... ؛ كه مثل سيل ، زير ساخت همه ريل گذاري ها و نسخه پيچي هاي بفرموده براي سينما را مي شست و راه هاي جديد باز مي كرد و گوش كسي بدهكار فيلم نازل و منطق روايي و چه و چه نبود ... مثل همه آن تاريخ گذشته ؛ كه هميشه ، شاخص " ارزشيابي " را فداي امر " نظارت" كرده ايم و ... بگذريم ! كاش حالا بود و خودش مي گفت كه ... ؛ خدايش بيامرزد . نتيجه : لطفا" در مبارزات خود ، همه جوانب را در نظر بگيريد ؛ نظارت و ارزشيابي در كنار هم اند ؛ با مرخصي يكي ، حتما آن ديگري هم مرخص مي شود. گاهي ابتذال ، محصول بي توجهي به توازن اين دو پديده است. پس يا بايد رعايتش كرد و يا اصلا" با سينمايي كه به نظر مي آيد نازل است مبارزه نكرد. زيرا مبارزه با ميل به سطحيت ، زور زياد و سواد زياد و تجربه زياد و شناخت زياد و دانش فراوان مي طلبد و ... "ماتريكس" ها را كه يادتان هست ، از ده تا به صد تا مي رسيدند و... !
3) واپسين سال هاي دهه 1380 است ؛ اكنون منتقدان پرشور گذشته و مديران مهاجم صحنه سينما و انتقاد كنندگان به سينماي دختر وپسري و چه و چه نشسته اند و كاسه چه كنم چه كنم دست شان گرفته اند ! سر در سينماهاي كشور را كه بنگري ، مي فهمي كه همه آن انتقاد ها و مسيرها و نسخه پيچي ها و سكان به دست گرفتن ها و چه و چه در طول اين سال ها ؛ چه محصولاتي بر جاي گذاشته است ! كه بايد گفت ؛ اين تازه از نتايج سحر است ... ، و تازه بايد ديد حاصل مبارزات پس از اين چه خواهد شد !؟ راست اش فكر كنم يك جاي اين مبارزه دائمي با ابتذال وآثار نحيف و نازل بد جوري مي لنگد ! از دلايل اش همين بس كه از در مي راني ، از پنجره وارد مي شود ... و راه تحكم و بگير و ببند و سد زدن را خوب باز مي كند و از در توجيه معيار ها و ذائقه و چه و چه ... خوب وارد مي شود و... و خلاصه خم به كسي نمي دهد ! البته ! شايد اين يك خصيصه كلي براي رفتارها يمان در اين محيط هم باشد كه هميشه و اتوماتيك وار ، نعل وار مي زنيم... ؛ كه اين هم بماند و بگذريم ! نتيجه : لطفا" تا اطلاع ثانوي با آثار نازل مبارزه نكنيد ، كه گاهي در مقابل آثار به اصطلاح فاخري كه توليد مي شوند ، اين نازل ها ، خودشان يك پا شاهكارند . لطفا" و براي يك بار هم كه شده بگذاريد همان مس بمانيم و طلا شدن پيشكش مان باشد ! حداقل اش اين است كه مي توانيم از تاريخ درس بگيريم ؛ و يا نه ، در همين گوشه و كنار به نتيجه و تلاش دوستان دلاورمان در حوزه تلويزيون بنگريم كه چگونه و با چه شجاعتي و با شدتي زايدالوصف در حال مبارزه با فارسي1 و سريال هاي صدمن يك غاز و كلنگ غربي و شرقي هستند و نتيجه اش اين شده كه مي شنويم ؛ فارسي 2 و فارسي 3و فارسي چي و چي هم در راه است ... همين !