
نام کتاب : روایت های مستند
شايد اگر موزه امام علي (ع) نبود و خانه فيلم نور و جلسات نقد فيلم ها و آثار مستند در سال 1385، كسي نمي فهميد كه من به شدت به سينماي مستند علاقه دارم و آن را خيلي جدي مي گيرم و ... شايد اگر موزه امام علي (ع) نبود و خانه فيلم نور ، من اصلا فيلم هم نمي ساختم ! فكر مي كنم در يك مدت كوتاه ، آن قدر در آن جا با اشتياق و رغبت كار كردم و فيلم آوردم و فضا براي سينماي مستند ساختم و ساختم كه خودم هم تصميم گرفتم وارد گود شوم و ... و باقي ماجراها . بدين ترتيب شايد اگر موزه اي نبود و خانه اي ، چنين كتابي و چنين عنواني هم در كار نبود ! با اين حال ، اجر آقاي پژمان لشگري پور ماجور باد ، كه در طول برگزاري جشنواره فجر 1385 از من دعوت كرد تا در هيات انتخاب نخستين دوره برگزاري جشنواره برترين مستندهاي سال ، كه به نام نويسنده و مستندساز عرصه جنگ ، فقيد سعيد سيد مرتضي آويني پيوند خورده بود ، شركت كنم ؛ و بعد هم همو بود كه كتابي درباره سينماي مستند ( كه بعدها نام و عنوان اش شد : روايت هاي مستند ) را به من سپرد تا بدون در نظر گرفتن ملاحظات جاري و معمول جشنواره ها ، فقط و فقط كتابي درباره سينماي مستند ايران و جهان با تشخيص و سازماندهي و صلاحديد خودم درآورم ؛ و هيچ تحميلي و اجباري هم بوجود نياورد . بله ، در مدت زمان كوتاهي ، با شوق و علاقه اي زايدالوصف چند صد تا فيلم ديدم ، كتاب را سر و ساماني دادم و دورخيزم به سمت فيلم ساختن هم جدي تر شد.
* متن
اين كتاب چهارم ، كتاب روايت هاي مستند ( مقالاتي درباره سينماي مستند ايران وجهان ) است ، طبيعتا با كتاب ها و تك نگاري هاي قبلي خيلي فرق مي كند ، هر چند به نسبت و ميزاني مثل همان كتاب ها ، تاريخي و پراز نكته باشد . اساسا به جز يكي از مقالات كه راجع به سينماي داستاني و تاثير وقايع نگاري درشكل دهي آن است ؛ نوزده تاي ديگر مقالات ، بكل درباره سينماي مستندست . اين كتاب ، متشكل از يكي دو مقدمه ، و بيست مقاله از نويسندگان مختلف است كه عبارتند از : جواد طوسي ، حسين معززي نيا ، مهرزاد دانش ، پيروز كلانتري ،غلامعباس فاضلي ، محمد سعيد محصصي ، شاپور عظيمي ، احمد طالبي نژاد ، شبنم ميرزين العابدين ، محسن سيف ، روبرت صافاريان ، ناصر صفاريان ، سيد عليرضا ميرعلي نقي ، تهماسب صلح جو ، نغمه ثميني ، محمد جعفري ، محمدرضا حسيني ، كاميار محسنين ، آزيتا ايزدي و صاحب اين فضاي مجازي ! انتشارات كتاب دست خود مركز گسترش سينماي مستند و تجربي بود ، و آن را در 326 صفحه و در فروردين سال 1386 به چاپ رساند ؛ در مقدمه كتاب هم ، يادي از شادروان رسول ملاقلي پور شده است كه اسفند همان سال پر كشيد ... راست اش كتاب سازي هاي اين طوري را دوست نداشتم و هنوز هم ندارم ، براي همين ، برايش خيلي زحمت كشيدم تا نگره اي نسبتا واحد را درباره جهان و امكان مستند بازگو و مطرح كند .